X
تبلیغات
سيستان وبلوجستان

ما -- بنیاد اعلام کرد نمایشگاه های فرهنگی ایران، که دارای نمایشگاههای کتاب در استانخواهد شد که برای خرید آثار در این نمایشگاه به 550،000،000 تومان یارانه دولتایران توزیع شده است.

برگزار شد و دور اول از نمایشگاه کتاب در استان سیستان و بلوچستان در سال 1995 درزاهدان، و پس از 11 جلسه دیگر سازمان یافته است.

زاهدان و پس از آن نرخ در سال جاری، 13 جلسه از نمایشگاه کتاب در استان، اشغالیاسوج Khecylwip بویر احمد استان و مقام دوم از نظر ایجاد نمایشگاههای کتاب استانیو از طریق ایجاد جلسات 11 تا کنون.

و نمایشگاه کتاب برگزار شد در استان های ایران با حمایت مالی نمایشگاه های فرهنگی ایران و خدمات عمومی برای راهنمایی در استان، که در آن ناشران نمایش آثار خود را درتخفیف از 20 درصد و توزیع حمایت دولت برای خرید کتاب.

و این چرخه ادامه می یابد 13 نمایشگاه کتاب در زاهدان، تا فوریه 22.

افتتاح الدورة ال13 لمعرض كتاب سيستان وبلوجستان

+ نوشته شده در  2011/5/13ساعت 4:13 بعد از ظهر  توسط mohamad kadkhodaie  | 

 

لوچ و ارزشهای ازاد 
 
.بلوچستان من >چون همواره مردم غیور بلوچستان ظلم و جور حکام و سلاطین ستمگر زمانه را بر نمی تابیدند و در مقابل آنان قدعلم می کردند، این خطه از ایران زمین همواره کانون توجه اربابان قدرت بوده ومدام مورد تاخت و تاز آنان قرار گرفته است که مردم بی گناه و بی دفاع را به خاک و خون کشیده ودستگاههای ظلم و جور آنان چیزی جز خرابی و بدبختی برای این منطقه به ارمغان نداشته اند.

به دلیل مجموعه این عوامل همواره مهر محرومیت بر پیشانی آن حک بوده و در نتیجه آن تاریخ بلوچستان وقوم بلوچ درابهام باقی مانده است و اندک نوشته هایی هم که از بیگانگان به جا مانده به دلیل سیاستهای خاص استعمارگران مغرضانه، دور از واقعیت و غیر تحقیقی هستند. نوشته های نویسندگان داخلی نیز بسیار سطحی، مختصر و ناچیزند. در مقاله حاضر قصدداریم چهره ای مختصر از بلوچ و بلوچستان را ارائه دهیم.

سرزمین بلوچستان با مساحتی در حدود 175000 کیلومتر مربع در جنوب شرقی ایران واقع و بین دو عرض جغرافیایی 25 الی 32 درجه عرض شمالی و 58 الی 70درجه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ گسترده شده است. از شمال به سیستان و افغانستان، از شرق به پاکستان، از جنوب به دریای عمان و از غرب به کرمان محدود است. برای بیان ملموس تر وسعت بلوچستان، قابل ذکر است که فاصله شهر زاهدان در شمال آن تا چابهار در جنوب 705 کیلومتر و عرض آن از کوهک تا افق های شرقی جازموریان 590کیلومتر است. شامل شهرستان های زاهدان، خاش، سراوان، ایرانشهر، سرباز، نیک شهر و چابهار است.

علیرغم وجود تفاوت هایی در جغرافیای طبیعی بلوچستان به طور کلی سرزمینی خشک و لم یزرع است، سرزمینی گرم و درجه حرارت متوسط آن 40 درجه سانتیگراد است. میزان بارش در آن کم و تنها منابع آب آن قنات ها و کاریزهایی هستند که از آب زیرزمینی تغذیه می شوند و در نتیجه این شرایط طبیعی میزان پراکندگی جمعیت در آن بالا ومناطق مسکونی در فاصله های طولانی از یکدیگر قرار دارند. به لحاظ آب و هوای گرمسیری بیشتر درختان آن خرما و مرکباتند وچون آب و هوای این منطقه شباهتی بسیار نزدیک به آب و هوای هندوستان دارد و درختانی چون انبه، نارگیل، موز، انجیر و تمبر هندی، خربزه درختی و... در بلوچستان پرورش می یابند و استعداد طبیعی خاص این منطقه به آن هندوستان کوچک می گویند.

سابقه تاریخی این سرزمین بسیار زیاد است و قدمت آن را بین 8000 تا10000 هزار سال می دانند و بر پایه کتیبه ها و کتب قدیمی، بلوچ و بلوچستان پیش از اسلام وجود داشته است به گونه ای که در کتاب دینی یهودیان - تورات - از بلوس پسر کوس نام برده شده است، محققان نیز بلوچ را فارسی شده کلمه بلوس می دانند. به نقل از کتاب تاریخ ماد، بلوچستان درعهد مادها زمان سلطنت آستیاک اشتوویگو سال های 549تا 584 یا 550 تا 585 قبل ازمیلاد مسیح یکی از ساتراپی ها والی نشین یا استان شرقی دولت به نام سرزمین پارکانیان یاد شده است. در کتیبه های میخی داریوش بزرگ در بیستون و تخت جمشید سرزمینی که امروز بلوچستان نام دارد به اسم ماکا یا مکه یاد شده و استان چهار دهم بوده است. به این سرزمین در زمان ساسانیان کوسون می گفتند.

هردوت نیز آن را مکیا یا میکیان خوانده است. در کتیبه های ماگان جزو شهربانی هفدهم داریوش بوده است. مورخ اسکندر مقدونی بلوچستان را ژدرزیا ثبت کرده است. مارکوپولو نیز از بلوچستان با عنوان کسمکوران یاد می کند. اما قرن ها سرزمین کنونی بلوچستان مکران نامیده می شده و جهانگردان عرب نیز از آن به نام مکران یاد کرده‌اند. در مورد نژاد بلوچ نیز آنچه مورد توافق اکثر نویسندگان و جامعه شناسان است، نژاد آریایی مردم بلوچ است و به سبب موقعیت جغرافیایی منطقه، قوم بلوچ نژاد خود را به خوبی حفظ کرده است. کمیسیون ملی یونسکو درباره نژاد بلوچ می گوید : بدون شک قوم بلوچ از همین اقوام آریایی جدا شده و پس از گذشتن از مناطق شمالی به جنوب آمده اند و قرابت زبان بلوچی با زبان باستانی موید این تصور است دکتر ایرج افشار در بلوچستان وتمدن دیرینه آن می نویسد: قوم بلوچ ایرانی نژاد و همانند کرد، تاجیک و سیستانی شعبه ای از نژاد آریایی هستند. پروفسور سرهانری راولینسون در تحقیقات خود بلوچ راتیره ای از اقوام آریایی دانسته است.

اکثر پژوهشگران ایرانی و خارجی معتقدند که نژاد ایرانی خاصه نژاد بلوچ از زیباترین نژادهاست وبه قول اوژن او بن فرانسوی در سلسله جبال غربی و جنوبی کردها، لرها و بلوچ ها از نژاد خالص ایرانی می باشند که کاملاً دست نخورده مانده اند. کلنل دیمز از طریق علمی عنوان می کند که دانشمندان جمجمه بلوچ را از نوع پهن سران ایرانی می دانند، حال آنکه جمجمه عرب و هندی از نوع دراز سران است، او ادامه می دهد اگر خصوصیات مغزی و جسمی بلوچ را در نظر بگیریم بایداو را ایرانی نژاد و مانند تاجیکان و دیگر مردمان فلات ایران بدانیم. عطاء الله مینگل از رهبران سیاسی بلوچستان پاکستان می گوید : ما همانند کردها آریایی هستیم ! ما سامی نیستیم! اگر از زبان بلوچی چنانکه آنها ( اعراب ) می خواهند دست بکشیم، چگونه می توانیم خود را بلوچ بنامیم؟! ما نمی توانیم زبان و هویت خود را رها کنیم .

در مورد اخلاق و عادات بلوچ ها نیز سعید نیکبختی می نویسد: بلوچ ها مردمی هستند رشید، غیرتمند، شجاع، درستکار، امانتدار، نترس، خوش قول، مهمان نواز، ناموس دار، جنگجو، بامهارت در جنگ، انتقام جو و کینه به دل به نحوی که اگر با بلوچ با صداقت رفتار شود، صادق است و اگر به او نارو زده شود، تا جبران مافات هرگز دست بردار نیست . دکتر افشار می نویسد : بلوچ انسانی آزاده، میهمان نواز، راستگوی، ناموس پرست، دلیر، سخت کوش، و جنگجو است . دکتر حسین برهانی می نویسد: بلوچ مردمی اصیل، مهمان نواز، پرتلاش، پرتحمل، سخت کوش، ساده دل، صادق و پرمحبت است. قاضی عبدالصمد سربازی معتقد است : بلوچ ها علاوه بر شجاعت دارای خصائل ممتاز اخلاقی دیگری نیز هستند که به برکت اسلام در وجود آنها تبلور یافته است. این خصائل عبارتند از:

1- وفای به عهد و در این کار بسیار پایبندند

2- صداقت و یکرنگی

3- وفاداری

4- غریب نوازی و یتیم پروری

5- حفاظت از پناهنده و در خطر انداختن خویش برای پاسداری از وی

6- به آب و آتش زدن خویش برای حفظ ناموس و غیرت.

درمعجم البلدان آمده است : مردم این ناحیت قومی ایرانی، صحرا نشین، دلیر و ساکن بلوچستان که طوایف خارجی کمتر در آن ناحیه نفوذ کرده اند و ایشان همیشه در برابر بیگانگان مقاومت نموده اند، آنان دارای لهجه ای خاص که به بلوچی معروف است هستند. ابن حوقل درصوره الارض نوشته است : بلوص ها مکنتشان بیشتر از مردمان کوه قفص است و آدابشان نیز بهتر می باشد، در زیر چادر می نشینند وچادرهایشان از پشم ( موی ) بز است، مثل همسایه های خود عادت به نهب و غارت ندارند و هرگز با همسایگان خود در عالم جنگ و کارزار نیستند، بلوص معرب بلوچ است و بلوچ ساکن بلوچستان است . در حدودالعالم نیز آمده است : بلوچ ها طایفه ای باشند چون اکراد و آنان را بلادی و سیع میان فارس و کرمان در سفح جبال قفص و آنان را شوکت و قوّت و عدد بسیار است. قوم قفص که طایفه ای دیگرند با همه قوت از هیچکس جز بلوچ بیم ندارند و بلوچ ها صاحبان نعمت و چادرهای مؤیین باشند و مردمان از بلوچ ایمنند، راه نزنند و مردم نکشند و اذیت آنان به کس نرسد و بر خلاف قفص. در عهد کیانیان و سلطنت کیخسرو فردوسی در شاهنامه مردان بلوچ را به شجاعت و جنگجویی ستوده است.


· سپاهی ز گردان کوچ و بلوچکه کس در جهان پشت ایشان ندیدسپهدارشان بود رزم آزمایدرفشی برآورده پیکر پلنگهمی از درفشش بیازید جنگ

· سگالیده جنگ مانند قوچبرهنه یک انگشت ایشان ندیدکزو بود گاه و نکویی بجایهمی از درفشش بیازید جنگهمی از درفشش بیازید جنگ

در مورد زبان بلوچی باید گفت که ریشه زبان بلوچی همانند کردی محل اختلاف نیست و تحت عنوان شاخه ای از شعبه فارسی گروه ایرانی خانواده زبان های هند و اروپایی طبقه بندی شده است. جان محمد نویسنده بلوچ پاکستانی، بلوچی را شاخه ای فرعی از شاخه فارسی زبان های ایرانی می‌داند. با این حال بلوچی با فارسی کهن پیش از اسلام ( پهلوی، اوستایی، مادی‌) رایج در دوران مادها، هخامنشیان و ساسانیان نزدیکی بیشتری دارد، به همین دلیل در زبان بلوچی می توان واژه های فارسی کهن بیشتری پیدا کرد تا در زبان فارسی کنونی. امیر توکل کامبوزیا محقق کرد تبار ایرانی نوشته است: اگر شما فرهنگ زبان پهلوی را در مقابل یک فرد بلوچ بگشایید و لغاتی از هر صفحه آن پیدا کرده و به او بگویید، او خواهد گفت: آقا زبان پهلوی یعنی زبان بلوچی . بلوچی گویش هایی مختلف دارد که زبان شناسان دو گویش مهم آن یعنی بلوچی شرقی و بلوچی غربی را پذیرفته اند. گویش شرقی در بخش شرقی پاکستان و گویش غربی در پاکستان غربی، ایران، ترکمنستان و شیخ نشین های عرب خلیج فارس رایج است. بلوچی غربی با واژه های فارسی بسیار آمیخته است و بنابراین تا حدی با گویش شرقی مناطق کوهستانی شرق بلوچستان تفاوت دارد. گویش شرقی به گفته محمد سردارخان به گویش فارسی کهن عصر هخامنشی بسیار شباهت دارد.

به هر حال بلوچی ادبیات گسترده مکتوبی ندارد و در واقع تا پیش از اواخر قرن نوزدهم میلادی زبانی غیر مکتوب و محاوره ای بود، بلوچ ها معمولاً به فارسی می نوشتند و میراث ادب بلوچی چه شعر و چه نثر غالباً به زبان فارسی است و مشهورترین شعرای بلوچ به ویژه قبل از قرن بیستم نظیر غلام محمد، سید محمد تقی شاه، میرزااحمدعلی، ملامحمد صادق ومهم تر از همه گل محمد مگسی به زبان فارسی شعر می سرودند.

دکتر حسین بر می نویسد: زبان بلوچی تا قرن نوزدهم ویژگی های خاص خود را به صورت زبان گفتاری حفظ کرد، دراین دوران افسران و دانشمندان حکومت استعماری انگلیس برای اولین بار دستور زبان بلوچی را تدوین ویک فرهنگ لغت ومجموعه ای از ادبیات و فرهنگ عامه را گرد آوری کردند. آثار موکلر، دیمز، گیلبرستون، پیرس، لیچ ودیگران اولین مطالعات سیستماتیک درباره زبان وادبیات بلوچی بود.

قبل از آن فقط برخی از نخبگان کتاب هایی به نام دبتر شعر ( دفتر شعر ) داشتند که در آن ها اشعار مورد علاقه خود را به زبان فارسی ثبت می‌کردند .دکتر افشار نیز می نویسد : مهمترین لهجه جنوب شرق ایران، لهجه بلوچی است که آن را از جهت هیأت قدیمی بسیاری از لغات، بایداز لهجات مهم ایرانی شمرد، لهجه بلوچی با زبان و تلفظ پهلوی اشکانی و پهلوی اوایل ساسانی نزدیک است. همانطور که قبلاً بیان شد، قوم بلوچ و کوچ اصلاً از شمال ایران به جنوب مهاجرت کرده و در سرزمین هایی که امروز بلوچستان می نامند اقامت گزیدند، به همین دلیل زبان و گویش قدیم بلوچی علاو ه بر بلوچستان در پاره ای از نواحی ترکمنستان و همچنین گویش براهویی که از شعب دراویدی می باشد، درمیان اقوام بلوچ رایج است. گویش بلوچی در ایران به دو شعبه بلوچی شمالی ( سرحدی ) وبلوچی جنوبی ( مکرانی ) تقسیم می‌شود که گویش بلوچی شمالی شامل نواحی زاهدان، خاش، سیستان و گویش بلوچی جنوبی شامل نواحی ایرانشهر، سراوان و چابهار و نیک شهر و سرباز می باشد که از نظر تلفظ بیشتر لغات با هم متفاوتند، اما هر دو گویش برای طرفین قابل تشخیص است. با این که گویش های مختلف بلوچی از زبان واحدی سرچشمه گرفته اند ولی به علت وسعت خاک و عدم ارتباط ساکنان قسمتهای پراکنده، وضع چنان شده که گویش نقطه ای با نقطه دیگر متفاوت است

 
.

+ نوشته شده در  2011/5/13ساعت 2:44 بعد از ظهر  توسط mohamad kadkhodaie  | 

      آهوگان گردگ مان تلّان ، شانتلان آواز شمشت چو...

آهوگان گردگ مان تلّان ، شانتلان آواز شمشت 
چو ءبروئان زان ءِ بندگ ، کُهه جنکان ناز شمت
داد بکشی میرءَُ سردار ، شهرءِ مردم راهءُ رهبند
کبرءُ ازرائیل و محشر، مولئی ان واز شمشت

پنیت ءُ پتلون انت کپل ئاب انگریزی گپءُ گال
ماوتی مات مکران ءِ ، پیش ءُ پُرکءُ داز شمشت
سرشپانی جّیءُ گوازی ، روچ گردگ په شکاران
چاپءُ درکئـ ناچی آن، سازگران وتی ساز شمست 
چشم دارگ ماهکانان جودءِ گرمین پادبرمشان
گران ءُ گرانازین جنان ، مردءِ وتی ، همباز شمشت
تو اگان منّءِ نه منءِ ای گپءَ گپءَ ادریس بزان 
ای جهان ءَ تئی ودین پیرءُ ورنا باز شمشت

شعرازداودبلوج زهی

+ نوشته شده در  2011/5/13ساعت 2:40 بعد از ظهر  توسط mohamad kadkhodaie  | 

راشل زرگریان

نیکوکاری ازخداوند سئوال کرد: چگونه میشود با وجود این دنیای بیرحم وارد بهشت شد؟ خداوند به او پاسخ داد: بین گرگهای درنده گوسفندانی ارسال داشتم. چنانچه مایلی با خوبیها شاد باشی وبا بدیها مقابله کنی باید مانند کبوتر ساده ومثل مار عریان باشی. مگر نه اینکه خداوند انسان را ازروی احساس خود آفریده است؟ انسانی که بمانند خط کش راست ودرست است طعم تلخیها وتحقیرهای ناشایست را بمراتب بیش از دیگران تجربه خواهد کرد. شاید موقع آن فرار رسیده که درمقابل گرگهای انسان نما پوست خود را تغییر داد وازاصالت ذاتی در لحظات خاصی فاکتور گرفت وبمانند مار لخت وعور شد. من ازمردم بلوچستان بیان میکنم که ازسرشت پاکی یک کبوتر برخوردارند و متاسفانه درطی تاریخ قربانی گرگها وحیوانات انسان نمای دیگر شدند.

.

"(ترجمه شده از چندین مقاله بزبان انگلیسی)": "بلوچستان دارای یکی ازتمدنهای غنی وکهن میباشد. آنها نام کودکان را ازحیوانات ودرختان وگیاهان مختلف ورنگها وهمچنین قسمتهائی ازبدن را انتخاب میکنند. احترام خاصی به اشخاص مسن تر ازخود دارند. گاهی اوقات نام پدر را بخاطرسنتی که دارند به کودک نورسیده اضافه میکنند. لباسهائی که بتن میکنند بسیار زیبا وکمیاب که درتهیه آنها دقت فراوان ووقت بسیار صرف میشود. درحقیقت لباسها به پوشش اجداد آنها یعنی آریائیها شبیه است که به رنگ سفید بود. درزمانهای آخر لیک, کتهای رنگی نیز اضافه شدند. برودوری دوزی بلوچیها آنقدر زیبا و نادر است که درهرعصری ازتاریخ, درباریان وبطورکلی مقامات بالا, ازدوزندگان بلوچی استفاده میکردند. بلوچیها ازجواهرات مخصوص وبی همتائی استفاده میکنند که توسط باستانشناسان آریائی شناسائی شده اند. بعضی ازآنها عقیده دارند که این جواهرات میتوانند نیروهای منفی وشیطانی دردنیای خارج ازچهار چوب خانه را که درفکر آسیب رساندن به انسان هستند, خنثی کنند. چنانچه توجه کرده باشید همین باور دردنیای امروز درامریکا واروپا شاید هم درسراسر دنیا تاثیر بسزائی گذاشته است. کم نیستند اشخاصی که ازانواع واقسام سنگهای مختلف با آویختن آنها به روی دست وگردن میکوشند که درمقابل بعضی عوامل منفی محفوظ باشند. درزمانهای پیشتر زنهای بلوچ گوشواره روی بینی نصب میکردند که هم اکنون تقریبا درهمه جا مد شده است. کفشهای آنها ازچرم ساخته شده است. زبان بلوچی با اینکه ازخانواده ایرانی است اما ریشه هندی واروپائی دارد.  

 

+ نوشته شده در  2011/5/12ساعت 2:33 بعد از ظهر  توسط mohamad kadkhodaie  | 

+ نوشته شده در  2011/4/16ساعت 2:47 قبل از ظهر  توسط mohamad kadkhodaie  | 

زاهدان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری, جستجو
برای دیگر کاربردها زاهدان (ابهام‌زدایی) را ببینید.

مختصات: شرقی′۵۱°۶۰ شمالی′۳۰°۲۹ / ۶۰٫۸۵غرب ۲۹٫۵جنوب / -۶۰٫۸۵;-۲۹٫۵ (نقشه)

زاهدان

University of Sistan and Baluchestan.JPG

Red pog.svg
زاهدان
Iran location map.svg
شرقی‌۶۰°۳۱′ شمالی‌۲۹°۱۸′ / °۶۰٫۵۱شرقی °۲۹٫۳۰شمالی / ۶۰٫۵۱;۲۹٫۳۰
اطلاعات کلی
کشور Flag of Iran.svg ایران
استان سیستان و بلوچستان
شهرستان زاهدان
بخش مرکزی
نام(های) قدیمی دزداب[۱]
مردم
جمعیت ۵۵۲٬۷۰۶ نفر[۲]
زبان‌ گفتاری بلوچی و فارسی[۱]
مذهب سنی و شیعه[۳]
جغرافیای طبیعی
مساحت ۵۵٫۷ کیلومتر مربع[۴]
ارتفاع از سطح دریا ۱۳۸۵ متر[۵]
آب‌وهوا
میانگین دمای سالانه بیشینه: ۴۲٫۵ درجهٔ
سانتی‌گراد[۳]
کمینه: ۱۲٫۶- درجهٔ
سانتی‌گراد[۳]
میانگین بارش سالانه ۷۲ میلی‌متر[۳]
اطلاعات شهری
پیش‌شماره تلفنی ۰۵۴۱[۵]
وبگاه شهرداری زاهدان

زاهِدانْ یکی از شهرهای بزرگ ایران و مرکز استان سیستان و بلوچستان است. این شهر در منطقهٔ بلوچستان واقع شده و نام پیشین آن «دُزْدابْ» بوده که در زمان رضا شاه به «زاهدان» تغییر یافته‌است. زاهدان از سمت شمال به شهرستان زابل و کویر لوت، از سمت جنوب به شهرستان‌های ایرانشهر و سراوان، از سمت شرق به کشورهای افغانستان و پاکستان و از سمت غرب به شهرستان فهرج و کویر لوت محدود شده‌است. عموم ساکنان این شهر به زبان‌های بلوچی و فارسی سخن گفته و پیرو دین اسلام هستند.[۱]

آب و هوای زاهدان در بیش‌تر روزهای سال گرم و معتدل است. تنها در شب‌های تابستان آب و هوای این شهر رو به سردی می‌گراید. آب آشامیدنی زاهدان لوله‌کشی بوده و از طریق چاه‌های نیمه‌عمیق پیرامون شهر تأمین می‌گردد. زاهدان به‌جهت مرزی‌بودن، از موقعیت تجاری و نظامی ویژه‌ای برخوردار است؛ به گونه‌ای که از یک‌سو راه‌آهن پاکستان که از مرز میرجاوه وارد ایران می‌شود و از سوی دیگر راه‌آهن سراسری ایران به این شهر منتهی می‌شود.[۱]

زاهدان شهری نوبنیاد است که در ۵۱۷ کیلومتری شرق کرمان و در نزدیکی کشور پاکستان واقع شده‌است. این شهر از طریق راه زمینی از سمت شمال به مشهد و از سمت جنوب به چابهار مرتبط شده و هم‌چنین دارای ایستگاه راه‌آهن و فرودگاه بین‌المللی است. زاهدان از لحاظ مختصات جغرافیایی در ۶۰ درجه و ۵۱ دقیقه و ۲۵ ثانیهٔ طول شرقی و ۲۹ درجه و ۳۰ دقیقه و ۴۵ ثانیهٔ عرض شمالی واقع شده‌است. این شهر در گذشته بخشی از منطقهٔ بلوچستان شمالی (سرحد) محسوب می‌شده‌است. اختلاف زمان زاهدان با تهران ۳۶+ دقیقه و با گرینویچ ۲۴۶+ دقیقه‌است.[۱][۴]

محتویات

[نهفتن]

وجه نام‌گذاری

افراد کهنسال زاهدان در توجیه چگونگی اطلاق واژهٔ «دُزدابْ» به این شهر، بر این عقیده‌اند که در گذشته در برخی از نقاط این منطقه، چشمه‌هایی از زیرزمین بیرون آمده و برروی زمین جاری شده و سپس در فاصله‌ای نه چندان دور بار دیگر به زیرزمین فرومی‌رفته‌اند. از همین‌روی این روستا را دزداب نامیده‌اند.[۵]

به عقیدهٔ برخی دیگر، پیش‌تر در محل شهر کنونی زاهدان چاه آبی بود که زمین‌های پیرامون آن را جنگل‌های انبوه تاغ و گز پوشانده بود. در همین دوران برخی از دزدان و راهزنان به کاروان‌هایی که از این مکان عبور می‌کردند، هجوم آورده و اموال آنان را به غارت می‌بردند. بعدها در این محل قناتی حفر شد و روستای کوچکی در اطراف آن تشکیل شد که به «دزداب» معروف شد.[۶]

واژهٔ «زاهدان» که در سال ۱۳۰۸ خورشیدی، در زمان رضاشاه به این شهر اطلاق شد، در لغت به معنی «شهر پرهیزگاران» است. [۴]

در آن سال پس از پایان دادن به ناامنی‌های ایجادشده توسط دوست‌محمدخان بارکزایی به‌دست تیمسار امان‌الله جهانبانی، رضاشاه از راه بیرجند و زابل به دزدآب سفر کرد. در این سفر امیر شوکت‌الملک علم، سردار قائنات، و سردار مجلل نیز همراه او بودند. به روایتی رضاشاه در راه از شوکت‌الملک علم درباره وجود ویرانه‌های شهری آباد و قدیمی در نزدیکی دزدآب به نام زاهدان خبردار می‌شود و پس از رسیدن به شهر تصمیم به زنده کردن این نام قدیمی می‌گیرد و آن را برای دزدآب برمی‌گزیند.[۷]

پیشینه

پیش از جنگ جهانی اول

زاهدان تا پیش از وقوع جنگ جهانی اول، روستای کوچک و دورافتاده‌ای به نام «دُزدابْ» بود که شمار اندکی از خانواده‌های کپرنشین بلوچ ساکن آن بودند. این افراد آب آشامیدنی موردنیاز خود را از طریق چند حلقه چاه موجود در پیرامون روستا تأمین می‌نمودند.[۱]

پس از جنگ جهانی اول

به‌جهت نزدیکی دزداب به دو کشور افغانستان و پاکستان و موقعیت مناسب تجاری آن با کشور هند، دولت وقت ایران با فرستادن مأموران دولتی به این روستا و بررسی کم و کاستی‌های آن، زمینهٔ تأسیس مراکز مختلف دولتی را در دزداب فراهم آورد.[۱] گروهی از افراد متخصص اهل بلژیک نیز برای تأسیس ادارهٔ گمرک وارد این روستا شدند.[۶]

تجمیع جمعیت

شمار اداره‌ها و مراکز دولتی دزداب و کارمندانی که در این مراکز مشغول به کار بودند، روز به روز بیش‌تر می‌شد؛ از همین‌روی برخی از بازرگانان و تاجران برای خرید و فروش و رفع نیازهای روزانهٔ مردم به این روستا آمده و ساکن آن شدند. اغلب بازرگانان اهل کشور هند بودند.[۱]

بعدها کارمندان ساکن دزداب برای خود خانه‌هایی بنا کردند. بازرگانان هندی نیز برای خرید و فروش کالاهای مورد نیاز مردم، برای خود دکان‌هایی ساختند. گروهی از بازاریان اهل مشهد و یزد و شماری از کارگران اهل بلوچستان و زابل نیز به این روستا آمده و در آن سکونت گزیدند.[۱]

در این دوره، بسیاری از بازرگانی منطقه در دست اهالی یزد بود و در این زمینه با سیک‌های هندی زاهدان رقابت داشتند.[۸]

محدودهٔ شهری زاهدان در این دوران به فاصلهٔ میان خیابان تهران از یک سو و خیابان پشت شهرداری از سوی دیگر محدود شده‌بود. برق‌رسانی در شهر زاهدان در سال ۱۳۲۸ خورشیدی انجام شد. کارخانهٔ برق زاهدان در ابتدای خیابان سنایی قرار داشت و بانی آن یکی از اهالی یزد به نام «رزاق‌زاده» بود. وی هم‌چنین ایجاد کنندهٔ اولین باغ در زاهدان به نام کلاته رزاق‌زاده است که در جادهٔ زاهدان به خاش قرار دارد.[۹]

شهر زاهدان به خاطر حضور انگلیسی‌ها از قدیمی‌ترین شهرهای ایران است که دارای آب لوله‌کشی شد. این لوله‌کشی البته در ایستگاه راه آهن شهر و برای خانه‌های کارکنان آن انجام شد. گسترش لوله‌کشی آب شهر توسط شهرداری در سال ۱۳۳۵ انجام گرفت.[۱۰]

در سال‌های ۱۳۲۷ و ۲۸ در زاهدان دو دبیرستان ساخته داشت به نام‌های پروین و ۱۵ بهمن. پس از آن نیز دبیرستان‌های تازه‌ای به نام‌های علم، امیرمعزی، شاه، شهناز، ایراندخت و ارم در شهر احداث شد. تنها بیمارستان شهر در این سال‌ها، بیمارستانی بود در پشت خیابان شهرداری که یک پزشک داشت. اهالی محل به خاطر سیاه‌پوست بودن این پزشک، این بیمارستان را به عنوان «بیمارستان دکتر سیاه» می‌شناختند.[۱۱] پس از آن، سازمان بهداری در ابتدای خیابان ۶ بهمن، بیمارستانی به نام بیمارستان علم احداث نمود.[۱۲]

جغرافیا

موقعیت جغرافیایی

زاهدان به‌عنوان مرکز استان سیستان و بلوچستان در شمال این استان و در فاصلهٔ ۱۴۹۴ کیلومتری جنوب شرق تهران واقع شده و ۱۳۸۵ متر از سطح دریا ارتفاع دارد. این شهر از موقعیت جغرافیایی بسیار مناسبی برخوردار گشته و پاکستان، خراسان، کرمان و هند را به هم متصل می‌کند.[۵]

آب و هوا

نقشهٔ آب و هوایی ایران.

آب و هوای زاهدان در بیش‌تر روزهای سال گرم و خشک بوده و معمولاً در این شهر برف نمی‌بارد. زاهدان در فصل تابستان روزهایی بسیار گرم و شب‌هایی با حرارت نسبی کم را تجربه می‌کند.[۵]

در طول سال، بادهایی با جهت جنوب غربی-شمال شرقی این شهر را تحت تأثیر خود قرار می‌دهند که در این میان، بادهای سیستان که ۱۲۰ روز در زاهدان می‌وزند، از شدت گرمای هوای این شهر می‌کاهند.[۵]

آب‌ها

آب آشامیدنی موردنیاز زاهدان از طریق چاه‌ها، چشمه‌ها، رودها و قنات‌ها تأمین می‌شود. از جملهٔ رودهای این شهر می‌توان به رودهای اومار، کچه، لادیز، لار و میرجاوه اشاره کرد.[۵]

کوه‌ها

زاهدان به‌صورت گودالی بزرگ در میان کوه‌های مختلفی قرار گرفته‌است. از مهم‌ترین کوه‌های این شهر می‌توان کوه‌های اشتران (ارتفاع: ۳۰۱۲ متر)، انجیردان (ارتفاع: ۲۲۵۵ متر)، جیکو (ارتفاع: ۲۲۵۵ متر)، پیرخان (ارتفاع: ۲۲۲۱ متر) و ملک‌سیاه را نام برد.[۵]

کشاورزی

درآمد برخی از ساکنان زاهدان از طریق کشاورزی تأمین می‌گردد. از جملهٔ محصولات کشاورزی این شهر می‌توان جو، ذرت دانه‌ای، ذرت علوفه‌ای، سبزیجات، علوفه، گندم، گیاهان و نیز محصولات باغی و صیفی را بیان کرد.[۵]

مردم

نوع پوشش مردم بلوچ.

اقوام و مذاهب

اکثریت ساکنان زاهدان به دو زبان بلوچی و فارسی (گویش‌های سیستانی، کرمانی، یزدی و خراسانی) سخن می‌گویند.[۵]

مسلمانان شیعه و سنی ۹۹٫۸۳ درصد از کل جمعیت این شهر را به خود اختصاص داده‌اند.[۳]

آداب و رسوم

زاهدان شهر مهاجرپذیری بوده و از اقوام و مذاهب گوناگونی تشکیل یافته‌است. سیستانی‌ها، یزدی‌ها، خراسانی‌ها، کرمانی‌ها، ترک‌ها و افغان‌ها از جملهٔ اقوام مهاجر ساکن این شهر به‌شمار می‌روند.[۵]

از جملهٔ مراسم مذهبی زاهدان که توسط اقوام مهاجر برگزار می‌شود، می‌توان به عزاداری در ماه محرم، عزاداری در ماه صفر و عزاداری در سالگرد درگذشت امامان شیعه اشاره کرد.[۵]

جمعیت

جمعیت زاهدان برپایهٔ سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۸۵ خورشیدی مرکز آمار ایران بالغ بر ۵۵۲٬۷۰۶ نفر بوده که از این‌جهت، یازدهمین شهر پرجمعیت ایران محسوب می‌شود.[۲]

برپایهٔ همین آمار در این سال از مجموع جمعیت زاهدان، ۲۸۱٬۹۲۶ نفر مرد و ۲۷۰٬۷۸۰ نفر زن بوده‌اند. هم‌چنین شمار خانوارهای ساکن این شهر در این سال بالغ بر ۱۰۹٬۴۸۸ خانوار بوده‌است.[۲]

معماری

دژ زاهدان

پیش‌تر در منطقهٔ شمالی شهر کنونی زاهدان و بر فراز کوه‌های این منطقه، دژ کوچکی قرار داشته که مردمانی در پیرامون این دژ سکنی گزیده بودند. این افراد از طریق تجارت و کشاورزی به زندگی خود ادامه می‌دادند.[۵]

بنیان شهر

بنیان زاهدان توسط کارگران هندی که در راه‌آهن کار می‌کردند، گذاشته شد و یکی از مهندسان اهل کویتهٔ پاکستان نقشهٔ اولیهٔ آن را طراحی نمود. از همین‌روی معماری این شهر شدیداً تحت تأثیر معماری هندی قرار گرفت.[۵]

معماری ایرانی

مجلس شورای ملی در سال ۱۳۰۲ خورشیدی دستور تأسیس و آبادانی زاهدان را داد. در سال ۱۳۰۹ خورشیدی به پیشنهاد تیمسار جهانبانی و به دستور رضا شاه، نام شهر از دزداب به زاهدان تغییر کرد. معماری زاهدان با توجه به آب و هوای گرم‌سیری آن و به پیروی از معماری شهرهای باستانی ایران توسط معماران ایرانی تهیه شده‌است.[۵] راه‌اندازی راه‌آهن کویته-زاهدان از نخستین نشانه‌های شهرنشینی در این شهر به‌شمار می‌رود.[۴]

نقش شهر

زاهدان به دلیل مرکزیت استان، دارای ساختار خدماتی بوده و شهری دانشگاهی، فرهنگی و مذهبی محسوب می‌شود؛ چراکه حدود ۶۰٬۰۰۰ نفر دانشجو و طلبه در حوزهٔ علمیه امام صادق، دانشگاه آزاد اسلامی، دانشگاه پیام نور، دانشگاه سیستان و بلوچستان و دانشگاه علوم قرآنی این شهر مشغول به تحصیل بوده و به همین جهت از سرانهٔ دانشجویی بالایی برخوردار است.[۵][۴]

سیاست

استانداری

استانداران سیستان و بلوچستان پس از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ ایران، غلامرضا دانش‌نارویی از اسفند ۱۳۵۷ تا مرداد ۱۳۵۸، حبیب جریری از مرداد ۱۳۵۸ تا دی ۱۳۵۸، حمید بهرامی از دی ۱۳۵۸ تا تیر ۱۳۵۹، منوچهر محمدی از شهریور ۱۳۵۹ تا بهمن ۱۳۶۰، محمدتقی عاقبت‌رفعت از بهمن ۱۳۶۰ تا تیر ۱۳۶۲، سید احمد نصری از تیر ۱۳۶۴ تا آبان ۱۳۶۴، محمود اشجع از دی ۱۳۶۴ تا مهر ۱۳۶۸، محمود حجتی از مهر ۱۳۶۸ تا شهریور ۱۳۷۳، وجیه‌اله آقاتقی از شهریور ۱۳۷۳ تا دی ۱۳۷۳، علی‌بخش جهانبخش از دی ۱۳۷۳ تا مهر ۱۳۷۶، سید محمود حسینی از مهر ۱۳۷۶ تا تیر ۱۳۸۱، حسین امینی از تیر ۱۳۸۱ تا شهریور ۱۳۸۴ و حبیب‌اله دهمرده از شهریور ۱۳۸۴ تا شهریور ۱۳۸۷ بوده‌است.[۱۳]

شهرداری

شهرداری زاهدان در سال ۱۳۲۵ خورشیدی باعنوان بلدیه تأسیس شد. شمار کارکنان این نهاد در ابتدای راه‌اندازی بالغ بر ۱۱ نفر بوده که وظیفهٔ پاکسازی شهر و آبرسانی به نقاط مختلف آن را برعهده داشته‌است.[۱۴]

پس از پیروی انقلاب ۱۳۵۷ ایران، شهرداری زاهدان صاحب درجهٔ ۸ شهرداری، ۱۸۶ پست کارمندی و ۳۶۰ پست کارگری شد. در سال ۱۳۷۴ خورشیدی، این شهر به ۳ منطقه و ۹ ناحیهٔ شهرداری تقسیم گردید. زاهدان تاکنون ۴۰ شهردار مختلف را به خود دیده‌است.[۱۴]

صدا و سیما

صدا

رادیو زاهدان در سال ۱۳۳۸ خورشیدی راه‌اندازی شد و از سال ۱۳۳۹ خورشیدی با فرستندهٔ کالینز شروع به فعالیت کرد. این فرستنده پرقدرت‌ترین فرستندهٔ شرق ایران بوده و برنامه‌های داخلی و خارجی مرکز را تحت پوشش خود قرار داده بود.[۱۵]

شبکهٔ استانی صدای مرکز سیستان و بلوچستان در سال ۱۳۸۰ خورشیدی راه‌اندازی شد. این امر سبب افزایش میزان تولید و پخش برنامه‌های رادیویی در این مرکز گردید. امروزه صدای مرکز سیستان و بلوچستان با دارابودن ۶ مرکز رادیویی و ۴ استودیوی پخش، یکی از مهم‌ترین مراکز صدا در ایران به‌شمار می‌رود.[۱۵]

سیما

پیش از راه‌اندازی سیمای مرکز سیستان و بلوچستان، تلویزیون زاهدان هر هفته ۵ ساعت برنامهٔ تلویزیونی پخش می‌کرد. پس از افتتاح این مرکز در سال ۱۳۸۲ خورشیدی، میزان برنامه‌های تولیدی آن به ۷ الی ۸ ساعت در روز افزایش یافت.[۱۵]

از مهم‌ترین فیلم‌های سینمایی تولید این مرکز در سال‌های اخیر می‌توان به «تب پنهان»، «چاه فرشته» و «دور از هیاهو»، از مهم‌ترین سریال‌ها می‌توان به «بازگشت به خانهٔ پدری»، «خاطرات خاموش»، «در مسیر کوچ» و «رودخانهٔ سرباز»، «ستاره‌های شرق»، «گل‌فشان‌ها» و «مستند کوه خواجه» و از مهم‌ترین برنامه‌های کودک می‌توان به «عروسک مهربانی و صحرا» و «قصه‌های شهر سوخته» اشاره کرد.[۱۵]

جاهای دیدنی

هتل استقلال زاهدان.

جاهای تاریخی، طبیعی و فرهنگی زاهدان:[۵][۶][۳]

  • بازارچهٔ سیاهپوش.
  • باغ خانواده.
  • براسان.
  • پارک ملت.
  • تلگراف‌خانهٔ حرمک.
  • چشمهٔ آب‌معدنی موسی.
  • حسینیهٔ یزدی‌ها.
  • خانهٔ ابوی.
  • خانهٔ شمس.
  • دبستان آیت‌الله طالقانی.
  • دریاچهٔ سه‌دریا.
  • دشت سیستان.
  • دشت لوت.
  • رود سیانجان (تلخ‌آب).
  • روستای تمین.
  • زیارتگاه ملک‌سیاه.
  • ساختمان پست زاهدان.
  • ساختمان پست میرجاوه.
  • ساختمان دادگستری.
  • ساختمان راه‌آهن میرجاوه.
  • ساختمان شهربانی میرجاوه.
  • غار لادیز.
  • قلعهٔ تیمور.
  • قلعهٔ سام.
  • قلعهٔ لادیز.
  • کاروانسرای رباط شورگز.
  • کاروانسرای نصرت‌آباد.
  • کتابخانهٔ استاد کامبوزیا.
  • کوه ملک‌سیاه.
  • کوه‌های بسیستان.
  • گورستان هفتادملا.
  • مجموعهٔ امیرتوکل کامبوزیا.
  • مسجد شاه‌علی.
  • موزهٔ شهدا.
  • موزهٔ منطقه‌ای جنوب شرق ایران.

سوغاتی‌ها

خوراکی‌ها

فهرست خوراکی‌های زاهدان:[۵]

صنایع دستی

فهرست صنایع دستی زاهدان:[۳]

جستارهای وابسته

دانشکده فنی سما زاهدان

 

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ۱٫۴ ۱٫۵ ۱٫۶ ۱٫۷ ۱٫۸ زاهدان. لغت‌نامهٔ دهخدا. بازدید در تاریخ ‏۳۰ ژوئن ۲۰۱۰.
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۸۵ خورشیدی. درگاه ملی آمار. بازدید در تاریخ ‏۳۰ ژوئن ۲۰۱۰.
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ ۳٫۳ ۳٫۴ ۳٫۵ ۳٫۶ معرفی شهرستان زاهدان. وب‌گاه ادارهٔ کل تبلیغات اسلامی سیستان و بلوچستان. بازدید در تاریخ ‏۱ ژوئیهٔ ۲۰۱۰.
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ ۴٫۲ ۴٫۳ ۴٫۴ موقعیت جغرافیایی زاهدان. وب‌گاه شهرداری زاهدان. بازدید در تاریخ ‏۳۰ ژوئن ۲۰۱۰.
  5. ۵٫۰۰ ۵٫۰۱ ۵٫۰۲ ۵٫۰۳ ۵٫۰۴ ۵٫۰۵ ۵٫۰۶ ۵٫۰۷ ۵٫۰۸ ۵٫۰۹ ۵٫۱۰ ۵٫۱۱ ۵٫۱۲ ۵٫۱۳ ۵٫۱۴ ۵٫۱۵ ۵٫۱۶ ۵٫۱۷ زاهدان. پورتال استان سیستان و بلوچستان. بازدید در تاریخ ‏۳۰ ژوئن ۲۰۱۰.
  6. ۶٫۰ ۶٫۱ ۶٫۲ سیر تکوینی زاهدان. وب‌گاه شهرداری زاهدان. بازدید در تاریخ ‏۳۰ ژوئن ۲۰۱۰.
  7. زند مقدم، محمود، حکایت بلوچ، کتاب دوم، (تهران): تیراژه، ۱۳۷۱، ص۱۳۶.
  8. زند مقدم، محمود، حکایت بلوچ، کتاب دوم، (تهران): تیراژه، ۱۳۷۱، ص۱۵۵.
  9. زند مقدم، محمود، حکایت بلوچ، کتاب دوم، (تهران): تیراژه، ۱۳۷۱، ص۱۵۵.
  10. زند مقدم. ص۱۵۶.
  11. زند مقدم. ص۱۵۶.
  12. همان.
  13. معرفی استانداران اسبق. وب‌گاه استانداری سیستان و بلوچستان. بازدید در تاریخ ‏۴ ژوئیهٔ ۲۰۱۰.
  14. ۱۴٫۰ ۱۴٫۱ سیر تکوینی شهرداری. وب‌گاه شهرداری زاهدان. بازدید در تاریخ ‏۴ ژوئیهٔ ۲۰۱۰.
  15. ۱۵٫۰ ۱۵٫۱ ۱۵٫۲ ۱۵٫۳ تاریخچه و معرفی مرکز. وب‌گاه صدا و سیمای مرکز سیستان و بلوچستان. بازدید در تاریخ ‏۱ ژوئیهٔ ۲۰۱۰.
+ نوشته شده در  2011/4/16ساعت 2:47 قبل از ظهر  توسط mohamad kadkhodaie  | 

شهرستان چابهار

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری, جستجو

شهرستان چابهار (نیز چاه‌بهار) یکی از شهرستانهای استان سیستان و بلوچستان است. مرکز این شهرستان، شهر چابهار است. جمعیت این شهرستان بر طبق سرشماری سال ۱۳۸۵، برابر با ۲۱۶٫۶۸۱ نفر بوده است [۱]. نام چابهار:چهار فصل آن بهار است.

محتویات

[نهفتن]

تقسیمات کشوری

شهرستان چاه بهار با مساحت ۲۴۷۲۹ کیلومتر مربع، در جنوب شرقی استان سیستان و بلوچستان قرار گرفته و فاصله مرکز شهرستان تا مرکز استان ۶۹۱ کیلومتر است. این شهرستان دارای ۳ مرکز شهری و ۵ بخش، ۱۱ دهستان و ۵۹۲ آبادی دارای سکنه است.

شهر: چابهار

  • بخش دشتیاری
    • دهستان باهوکلات
    • دهستان سند میرثویان
    • دهستان نگور

شهر: نگور

عوارض طبیعی

سرچشمه رودخانه‌های منتهی به شهرستان چابهار تماماً بخشی از حوزه آبریز بزرگ دریای عمان را تشکیل می‌دهند. آن بخش از این حوزه آبریز که در این شهرستان واقع شده است را حوزه آبریز رودخانه‌های سرباز، کاجو، کهیر و راپیچ تشکیل می‌دهد که از ارتفاعات مکران سرچشمه می‌گیرند و از شمال به جنوب جریان دارند و در انتها به دریا می‌ریزند. از نظر هیدروژنولوژیکی محدوده شهرستان چابهار را هفت محدوده مطالعاتی تشکیل می‌دهد. در این شهرستان، در حال حاضر تقریباً تمام بهره برداری از منابع زیرزمینی صورت می‌گیرد ولی این منابع شدیداً وابسته به جریان‌های سطحی اند و به همین دلیل منابع حساس و آسیب پذیری هستند .

حوزه آبریز و شبکه رودخانه‌ها

آب این شهرستان ازطریق ۱۰۴۲ حلقه چاه ۱۳ رشته قنات ---رشته چشمه با میزان آبدهی۵/۹۵ میلیون متر مکعب و رودخانه‌های سرباز و با میزان آبدهی متوسط سالانه ۵۰۰ هزار میلیون متر مکعب تأمین می‌شود.


اقلیم

شهرستان چابهار دارای اقلیم بیابانی گرم و خشک می‌باشد. میانگین بارش سالانه در این شهرستان ۲/۱۱۴میلی متر و متوسط دمای آن در سال ۸۲ از۸/۴۰ + الی ۸/۹+ درجه سانتی گراد در تغییر است .


زبان و مذهب

مردم شهرستان چابهار به لهجه بلوچی تکلم می‌کنند و فارسی محلی نیز در منطقه رایج است. در این شهرستان ۶۵/۹۹ درصد جمعیت آن را مسلمانان سنی تشکیل می‌دهند[نیازمند منبع].

کشاورزی و منابع طبیعی

در سال زراعی ۸۳-۱۳۸۲ سطح زیر کشت محصولات زراعی و باغی شهرستان چابهاربالغ بر۹۹۸۷ هکتار است که۲/۶ درصد از سطح کشت زیر کشت استان را تشکیل می‌دهد. از این مقدار ۴۶ درصد به کشت باغات و۵۴ درصد به زراعت‌های سالانه اختصاص دارد. محصولات عمده زراعی شهرستان سبزیجات، محصولات جالیزی و نباتات علوفه‌ای می‌باشد .طی همان سال، ۲ واحد صنعتی پرورش و نگهداری دام و طیور در سطح شهرستان فعال بوده است. همچنین میزان تولید شیر، گوشت قرمز، گوشت مرغ و عسل به ترتیب ۶، ۷/۵، ۳/۰و--- هزار تن بوده است.


صنعت و معدن

تعداد صنایع موجود شهرستان چابهار۷۶ واحد می‌باشد که تعداد – واحد آن در نقاط روستایی و تعداد – واحد بقیه در نقاط شهری مستقر می‌باشند. درسال ۱۳۸۲ تعداد ۲ کارگاه فعال مسئولیت استخراج معادن را به عهده داشته که عمده‌ترین معادن موجود در سطح این شهرستان عبارت‌اند از: سنگ لاشه ساختمانی. سهم شهرستان از کارگاه‌های معدنی فعال استان ۳/۱۳ درصد می‌باشد. نکته بسیار مهم این که: به تازگی بزرگ‌ترین و اولین شرکت تولید آبهای درمانی، انرژی زا در سطح آسیا در حال ساخت است این شرکت با نام QUEST INTRINSIC C.F.Zدر حال فعالیت می با شد.


 

Chabahar coast.jpg

شهرستان چابهار

مرکز

چابهار

بخش‌ها

مرکزی • دشتیاری • پلان

شهرها

چابهار • کنارک • نگور

دهستان‌ها

پیرسهراب • کمبل سلیمان • باهوکلات • سند میرثویان • نگور • پلان • تلنگ

روستاها

برخی روستاها: تیس • کهیر • لیپار

جای‌های طبیعی

خلیج چابهار • خلیج گواتر • فرش خزه‌ها • جنگل حرا • تالاب لیپار • جزر و مد قرمز • گرز دیو • گل‌فشان • موج‌فشان • دریابار بریس • کوه‌های مریخی • گاندو • انجیر معابد • رودخانه باهوکلات • خور باهو • باغ ملی گیاه‌شناسی • دریا بزرگ

جای‌های تاریخی

تیس • قلعه پرتغالی‌ها • آرامگاه سید غلام رسول • قلعه بلوچ گت • قلعه پیروز گت • غارهای بان مسیتی • تلگرافخانه قدیمی • بازار قدیمی (دکه‌بازار) • قلعه انوشیروان • قلعه باتل • فیل‌بند • گورستان‌های تاریخی • چاه باستانی پلان • چاه باستانی تیس کوپان • سدهای تیس • خانه‌های تاریخی • مسجد جامع تیس

دانشگاه‌ها

دانشگاه دریانوردی و علوم دریایی • دانشگاه بین‌المللی • دانشگاه بین‌المللی علوم پزشکی

جای‌های دیگر

خلیج چابهار • منطقه آزاد تجاری-صنعتی چابهار • اسکله شهید بهشتی • اسکله شهید کلانتری • فرودگاه کنارک • فرودگاه بین‌المللی چابهار

شهرستان چابهار
+ نوشته شده در  2011/4/16ساعت 2:38 قبل از ظهر  توسط mohamad kadkhodaie  | 

شهرستان ایرانشهر

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری, جستجو

شهرستان ایرانشهر یکی از شهرستانهای استان سیستان و بلوچستان است. مرکز این شهرستان، شهر ایرانشهر است. جمعیت این شهرستان بر طبق سرشماری سال ۱۳۸۵، برابر با ۲۱۵٬۹۸۱ نفر بوده است [۱].

محتویات

[نهفتن]

شهرها و بخش‌ها

شهر: ایرانشهر

شهر: بزمان

شهر: بمپور

تغییرات در تقسیمات کشوری

در سال ۱۳۸۶ بخش دلگان شهرستان ایرانشهر از این شهرستان جدا و به شهرستان دلگان ارتقاءیافت.


جغرافیا

شهرستان ایرانشهر با مساحت ۳۰۲۳۰ کیلومتر مربع در مرکز استان سیستان و بلوچستان قرار گرفته و فاصله مرکز شهرستان تا مرکز استان ۳۲۱ کیلومتر است. این شهرستان دارای تعداد ۴ مرکز شهری و ۴ بخش – ۱۰ دهستان و ۵۴۵ آبادی دارای سکنه است .

سرچشمه رودخانه و منتهی به رودخانه‌های کاجوباهو و رابیچ در این شهرستان واقع می‌باشد.

آب این شهرستان ازطریق ۱۰۴۲ حلقه چاه ۱۳ رشته قنات ---رشته چشمه با میزان آبدهی ۵/۹۵ میلیون متر مکعب و رودخانه‌های کاجو با میزان آبدهی ۵۰۰ میلیون متر مکعب بطور متوسط سالانه تأمین می‌شود.

شهرستان ایرانشهر دارای اقلیم بیابانی گرم و خشک می‌باشد. میانگین بارش سالانه در این شهرستان ۵/۱۰۵میلی متر و متوسط دمای آن در سال ۸۲ از ۲/۴۷ الی ۲/۲- درجه سانتی گراد در تغییر است .


زبان و مذهب

مردم شهرستان ایرانشهر به زبان بلوچی تکلم می‌کنند در این شهرستان ۹۲/۹۹ درصد جمعیت آن را مسلمانان تشکیل می‌دهند. اهل تشیع 2 درصد و اهل سنت 98 درصد مردم این شهرستان را تشکیل می‌دهند که در دو منطقه متفاوت زندگی می‌کنند.[۲]

کشاورزی و منابع طبیعی

در سال زراعی ۸۳-۱۳۸۲ سطح زیر کشت محصولات زراعی و باغی شهرستان ایرانشهر بالغ بر ۳۸۰۸۴ هکتار بود که ۷/۲۳ درصد از سطح کشت زیر کشت استان را تشکیل می‌داد. از این مقدار ۲۵ درصد به کشت باغات و۷۵ درصد به زراعت‌های سالانه اختصاص دارد. محصولات عمده زراعی شهرستان غلات می‌باشد .طی همان سال، ۱۵ واحد صنعتی پرورش و نگهداری دام و طیور در سطح شهرستان فعال بوده است. همچنین میزان تولید شیر، گوشت قرمز، گوشت مرغ و عسل به ترتیب ۵/۱۵، ۱/۳، ۶/۰و۰۰۲/۰ هزار تن بوده است. لازم به ذکر است این شهرستان دارای ۴۴ واحد پرورش ماهی با تولید ۱۳۲هزار تن می‌باشد.

صنعت و معدن

تعداد صنایع موجود شهرستان ایرانشهر ۷۶ واحد می‌باشد که تعداد – واحد آن در نقاط روستایی و تعداد – واحد بقیه در نقاط شهری مستقر می‌باشند. درسال ۱۳۸۲ تعداد ۲ کارگاه فعال مسئولیت استخراج معادن را به عهده داشته که عمده‌ترین معادن موجود در سطح این شهرستان عبارت‌اند از: آهک – مرمر – منگنز – تالک – (صادره درسال ۸۳) سهم شهرستان از کارگاه‌های معدنی فعال استان ۳/۱۳ درصد می‌باشد .

منابع

  • بخش تقسیمات: [۱]
+ نوشته شده در  2011/4/16ساعت 2:37 قبل از ظهر  توسط mohamad kadkhodaie  | 

شهرستان نیک‌شهر

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری, جستجو

شهرستان نیک‌شهر یکی از شهرستانهای استان سیستان و بلوچستان ایران است. مرکز این شهرستان، شهر نیک‌شهر است. جمعیت این شهرستان بر طبق سرشماری سال ۱۳۸۵، برابر با ۱۸۸٫۷۱۳ نفر بوده است [۱].

بیشتر جمعیت این شهرستان از مهاجرین هستند که از لحاظ معیشتی دچار فقر شدید می‌باشند.[۲]

محتویات

[نهفتن]

تقسیمات کشوری

شهر: نیک‌شهر

  • بخش بنت
    • دهستان بنت
    • دهستان توتان و مهمدان
    • دهستان دستگرد

شهر: بنت

  • بخش فنوج
    • دهستان فنوج
    • دهستان گتیج
    • دهستان مسکوتان

شهر: فنوج

شهرها: قصرقند

  • بخش لاشار
    • دهستان چانف
    • دهستان لاشار جنوبی
    • دهستان لاشار شمالی

شهر: اسپکه

آثار تاریخی

شهرستان نیکشهر بناهای تاریخی فراوانی دارد که نشانگر وجود تمدنهای پراکنده از هزاره‌های قبل از میلاد تا عصر حاضر در این منطقه است. برخی آثار برجسته شناسایی شده شهرستان عبارت‌اند از:

  1. قلعه‌های تاریخی از جمله قلعه قصرقند، نیک شهر، بنت، فنوج، اسپکه، هیت و چانف.
  2. ده محوطه و تپه پیش از تاریخ
  3. پنج درخت کهنسال
  4. سنگ نگاره‌های شمال قصرقند
  5. مسجد عبدالقادر در مجاور قلعه نیک شهر

مکان جغرافیایی

شهرستان نیکشهر درقسمت جنوب شرقی ایران با وسعت ۲۳۹۳۰ کیلومتر مربع وجمعیت ۱۲۸۹۰۱ نفر (براساس سرشماری سال ۷۵) در جنوب شهرستان ایرانشهر، شمال چابهار غرب شهرستان سرباز بین ۲۶ درجه و۱۲ دقیقه عرض شمالی و۶۰ درجه و۱۲ دقیقه طول شرقی گرینویچ واقع شده است۰ شهرستان نیکشهر از نظر وسعت سومین شهرستان استان بعد از ایرانشهر و زاهدان بوده وشامل سه شهر نیکشهر، قصر قند و فنوج، ۱۶دهستان و ۸۱۶ پارچه آبادی است ۰ آب وهوای شهرستان گرمسیری بوده، و در این نوع آب وهوا بیشترین نوع محصولات کشاورزی قابل کشت وبرداشت بوده، طوریکه نام هندوستان کوچک براین منطقه نهاده اند۰



شهرستان نیکشهر به تفکیک بخش‌های تابعه آن

۱- بخش مرکزی (نیکشهر): این بخش تا زمان سلطنت رضا خان ”گه“ نام داشت بمعنی گهتر وبهتروبعد از آن به نیکشهرتغییر یافت ۰ نیکشهر در ۲۶ درجه و۱۳ دقیقه ۱۲۰ شمالی ۶۰ درجه و۱۲ دقیقه طول شرقی گرینویچ درارتفاع ۴۵۰ متری از سطح دریا واقع شده‌است. این بخش دارای ۱۰اثر تاریخی شناسایی شده می‌باشد۰


۲- قصرقند: بخش قصر قند بین ۲۶ درجه و۱۳ دقیقه عرض شمالی و۶۰ درجه و۴۴ دقیقه طول شرقی گرینویچ در ارتفاع ۴۵۰ متری از سطح دریا واقع شده‌است، دارای آب وهوای گرمسیری است ۰ قصرقند قبل از این نامهای مختلفی داشته از جمله می‌توان ” گمج رود” و” گنداوک” رانام برد .

در مورد وجه تسمیه قصرقند می‌توان گفت، قصرقند که در گویش محلی نیز آن را کسر کنت می‌گویند در واقع کسر برگرفته از واژه کستر بلوچی دارای ریشه پهلوی وفارسی میانه به معنای کوچک وکنت نیز به معنای آبادی یا شهر است وکسر کنت به معنای آبادی کوچک می‌باشد ۰ برای مثال به اسامی همچون پنج کنت یا پنج شهر یا کندی شاپور یا(معرب آن جندی شاپور) یعنی شهری که شاپور آن را ساخته یا روستایی در سراوان بنام پرکنت یعنی آبادی بزرگ یا پر جمعیت وغیره نام برد۰آثار شناسایی شده در این بخش نزدیک به ۱۴ اثر می‌باشند۰

۳- بخش فنوج : این بخش در قسمت شمال شرقی نیکشهر بین ۲۶ درجه و۳۴ دقیقه عرض شمالی و۵۹ درجه و ۳۸ دقیقه طول شرقی در ارتفاع ۷۳۰ متری ازسطح دریا واقع شده است۰ از نظر تاریخی منطقه فنوج بعلت دارا بودن محوطه‌های دوران تاریخی وپیش از تاریخ همانند قصر قند حائز اهمیت است ودارای ۸ اثر شناسایی شده است۰

۴- بخش بنت: بخش بنت که بین ۲۶ درجه و۱۷ دقیقه عرض شمالی و۵۹ درجه و۱۳ دقیقه طول شرقی گرینویج در ارتفاع ۴۰۰ متری از سطح دریا واقع شده‌است ودارای ۶ اثر شناسایی شده‌است که از میان آنها ۲ اثر کلات زنگیان وتپه سهرین دوک از نظر فرهنگی وتاریخی حائز اهمیت ویژه‌ای است۰ ۵- بخش لاشار واسپکه: این بخش در قسمت شمالی نیکشهر ودر شمال غربی قصرقند بین ۲۶ درجه و۵۰ دقیقه عرض شمالی و۶۰ درجه و۱۰ دقیقه طول شرقی گرینویچ در ارتفاع ۸۸۰ متری از سطح دریا واقع شده‌است ودارای آب وهوای گرمسیری بوده ولی بعلت واقع شدن در میان ارتفاعات نسبت به آب وهوای سایر بخش‌های شهرستان خنک تر می‌باشد۰


 

شهرستان نیک شهر

شهرستان نیک شهر

مرکز نیک شهر
بخش‌ها

بنت | فنوج | قصر قند | لاشار | مرکزی

شهرها

اسپکه | بـِنِت | فنوج | قصرقند | نیک‌شهر 

نقاط دیدنی

درخت مکرزن | قلعه قصرقند | قلعه فنوج | مسجد عبدالقادر |

+ نوشته شده در  2011/4/16ساعت 2:36 قبل از ظهر  توسط mohamad kadkhodaie  |